حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
101
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
سرزمينهاى ساحلى شمال غربى خليج فارس يعنى در بحرين ، كويت و قطر جلوگيرى كند . تمامى اين سياستها با هدف حفظ هند صورت مىپذيرفت . به عبارت ديگر ، بنا به گفته يك محقق انگليسى ، « اين بخش از خليج فارس حد و مرز شرقى دنياى عرب را مشخص مىسازد و بخشى از مرز دريايى هند به شمار مىرود ، و هرگونه سستى در اعمال كنترل بريتانيا بر خليج فارس - چه با سازش و چه با دادن امتيازات رسمى به ايران يا با غفلت از خطر رخنه روسيه در ايران و بين النهرين - مىتواند نه تنها راه زمينى دسترسى به هند ، بلكه ثبات سياسى را در اين كشور به خطر اندازد . » « 1 » اين شرايط ، خطمشى بريتانيا در خليج فارس را به سمت حفظ امنيت راههاى دسترسى به هند و آرامسازى خليج فارس سوق مىداد . علاوه بر آن ، حوادث هند و قيام مردم نيز موقعيت جديدى را در انگلستان ايجاد كرد ، از همينرو حكومت انگلستان در سال 1274 ق . / 1858 م . تصميم گرفت اداره هند را زير نظارت مستقيم ملكه قرار دهد . بدين ترتيب ، كمپانى هند شرقى پس از تقريبا 250 سال فعاليت ، به كار خود پايان داد . پنج سال بعد ، پرچم نيروى دريايى هند انگليس - كه در سال 1246 ق . / 1830 م . به اين نام موسوم شده بود - پايين كشيده شد و كشتىها و ناوهاى نيروى دريايى سلطنتى بريتانيا ، وظايف مربوط به حفظ امنيت آبها را بر عهده گرفتند . انگلستان براى اجراى سياستهاى جديد خود در خليج فارس نيازمند حفظ آرامش به ويژه در بخشهاى شمال غربى و جنوب خليج فارس بود و از اينرو با تلاش گستردهاى كه از سال 1235 ق . / 1830 م . آغاز كرده بود ، نهايتا در سال 1283 ق . / 1868 م . كليهء رؤساى طوايف مختلف نواحى مزبور را وادار به امضاى قراردادى كرد كه به موجب آن شيوخ قبايل پذيرفتند در تمامى اختلافات بين خود در دريا و خشكى از ميانجىگرى نمايندهء مقيم بريتانيا بهره بگيرند . تأثير شگرف اين قرارداد بر تثبيت موقعيت انگلستان در خليج فارس موجب شد بعضى از محققان انگليسى سال 1868 م . را « سالى به ياد ماندنى » براى موقعيت بريتانيا در شرق بخوانند . « 2 » انگلستان با گنجاندن موادى در موافقتنامههاى مختلف با شيوخ عرب ضمن ايجاد نظام جديدى كه مىتوان « نظام تحت الحمايگى » خواند ، در واقع تداوم حضور مؤثر خود را تضمين كرد . از آن پس شيوخ نواحى مختلف خليج فارس در مقام نيروهاى تحت الحمايه انگليس در اختيار سياستهاى كارگزاران انگليسى درآمدند و رابطه سياسى دو جانبهاى بين آنان شكل گرفت كه موجب حفظ و تداوم حضور سياسى و اقتصادى طرفين قرارداد مىشد . اين معاهدات تنها به ضرر ايران و عثمانى و حفظ حاكميت آنان بر نواحى مختلف خليج فارس بود . از سوى ديگر پيشرفتهاى فنى در ارتباطات ، از جمله احداث خطوط تلگراف دريايى در خليج فارس ، انگلستان را قادر مىساخت كه شبكه ارتباطى خود را با اين نواحى منظمتر سازد و سهولت تبادل اخبار به تثبيت قدرت اين كشور كمك مىكرد . انگلستان در راستاى اعمال سياستهاى ويژه خود با هدف حفظ هندوستان ، متوجه مرزهاى شرقى ايران شد و به بهانه خطر احتمالى نفوذ روسيه به خليج فارس از طريق سيستان به مداخله مستقيم در امور بنادر مكران و از جمله چابهار و گوادر - كه در آن ايام تحت اداره حاكم كرمان به اجاره امام مسقط درآمده بود - پرداخت . نماينده مقيم ايران در مسقط نخستين بار در سال 1275 ق . / 1859 م . موضوع رفت و آمدهاى مشكوك مأموران انگليسى به بنادر گوادر و چابهار و نقشهبردارى آنان از اين مناطق را به اطلاع دولتمردان ايران رسانيد ( س . 43 ) و پس از آن از احتمال مصالحه امام مسقط با انگليسىها بر سر مسئله گوادر و چابهار خبر داد . ( س . 45 ) او به دولتمردان ايرانى توصيه كرد « محمد اسماعيل خان وكيل الملك » پيشكار وقت كرمان را مأمور رسيدگى به امور آن نواحى كند و افزود : « از كفايت و رسوم دولتخواهى مقرب الخاقان محمد اسماعيل خان وكيل الملك پيشكار كرمان دور نيست كه آنجا را به دست داشته باشند كه ديگران مداخله نتوانند بكنند . » ( س . 48 ) توصيههاى نماينده مقيم ايران در مسقط به حكومت قاجارى ، به دلايلى چندان مورد توجه واقع نشد . احتمالا حكومت قاجارى در اين ايام ابزار و اراده لازم را براى گشايش جبهه جنگى جديد علّيه انگلستان نداشت و يا خطر نفوذ اين قدرت استعمارى را در نواحى مكران چندان جدى نمىانگاشت ؛ از اينرو كارگزاران انگليس درصدد اجراى نقشه خود براى جدا كردن بخشهاى ساحلى مكران از پيكره ايران برآمدند و اقداماتى جدى را در اين زمينه به عمل آوردند . كارپرداز ايران در بمبئى طى گزارشى به وزارت امور خارجه نقشه انگلستان را تشريح مىكند و مىنويسد : « آنچه از كلمات و حركات انگليسىها استنباط مىشود در فكر اين هستند كه بالكل انكار ملكيت مكران را از براى دولت علّيه ثابت نمايند . » او توصيه مىكند : « تا وقتى كه حضرات در آن صفحات ريشه ندوانيدهاند بهتر اين است كه مقرب الخاقان وكيل الملك به جهت اثبات حقيقت خود و سدّ راه خيال باطل خصم به تدبيرات عملى چنان كه در اجراى اين نوع كارها لازم است نفوذ و استيلاى خودشان را در آن سرزمين به جذب قلوب اهالى آن صفحه يا به طورهاى ديگر به قدر پيشرفت ظاهر سازند و تقدم بر خصم بجويند . از براى دولت علّيه مداخل انتظام آن اطراف اگر زيادتر از ساير امكنه نباشد ، كمتر نخواهد بود . » ( س . 93 ) كارپرداز بمبئى در مكاتبات بعدى خود به نزديك شدن ديدگاههاى سلطان ثوينى و انگليسىها در زمينهء بنادر گوادر و چابهار اشاره مىكند ( س . 94 ) و هشدار مىدهد كه : « در باب كيفيت گوادر اگر بالفعل مقتضى نباشد كه با سيد ثوينى و غيره مذاكره شود ، اغماض هم
--> ( 1 ) . Graham , G . S . The PoLitics of Naval Supremacy , Cambridge , 1965 . p . 89 . ( 2 ) . ستانديش ، جان ، ايران و خليج فارس ؛ ترجمه عبد الرضا سالار بهزادى ؛ تهران : نشر نى ، 1383 ، ص 239 .